مهربونم

من آن گلبرگ مغرورم که می میرم ز بی آبی ولی با منت و خواری پی شبنم نمیگردم.

خدایا خودت به دادم برس ...

+ نوشته شده در  جمعه شانزدهم آبان 1393ساعت 17:41  توسط دیگه رزی وجود نداره  | 

گذاشتم خیال کنی از یاد بردمت...تنهایی دوست داشتنت صفایی دارد ک نپرس

+ نوشته شده در  جمعه شانزدهم آبان 1393ساعت 17:40  توسط دیگه رزی وجود نداره  | 

راستی با چیپس و ماست موسیر هم خدا فظی کردم

خوشبخت شی

حلالم کن

خدا نکهدار

رز کبود.

همه کاراتو تقلید میکنم حتی پیوندتو

+ نوشته شده در  جمعه یازدهم مهر 1393ساعت 14:38  توسط دیگه رزی وجود نداره  | 

...

+ نوشته شده در  جمعه یازدهم مهر 1393ساعت 14:25  توسط دیگه رزی وجود نداره  | 

+ نوشته شده در  سه شنبه سی ام اردیبهشت 1393ساعت 15:20  توسط دیگه رزی وجود نداره  | 

+ نوشته شده در  سه شنبه سی ام اردیبهشت 1393ساعت 15:19  توسط دیگه رزی وجود نداره  | 

+ نوشته شده در  سه شنبه سی ام اردیبهشت 1393ساعت 15:19  توسط دیگه رزی وجود نداره  | 

+ نوشته شده در  سه شنبه سی ام اردیبهشت 1393ساعت 15:19  توسط دیگه رزی وجود نداره  | 

+ نوشته شده در  سه شنبه سی ام اردیبهشت 1393ساعت 15:17  توسط دیگه رزی وجود نداره  | 

+ نوشته شده در  سه شنبه سی ام اردیبهشت 1393ساعت 15:16  توسط دیگه رزی وجود نداره  | 

+ نوشته شده در  سه شنبه سی ام اردیبهشت 1393ساعت 15:16  توسط دیگه رزی وجود نداره  | 

حرف آخر

+ نوشته شده در  سه شنبه سی ام اردیبهشت 1393ساعت 15:2  توسط دیگه رزی وجود نداره  | 

پیش از آنکه درباره زندگی ،

گذشته و شخصیت من قضاوت کنی...

خودت را جای من بگذار،

از مسیری که من گذشته ام عبور کن،

با غصه ها ،تردید ها ،ترس ها ،درد ها ،و خنده هایم زندگی کن...

یادت باشد هر کسی سرگذشتی دارد.

هرگاه به جای من زندگی کردی

آنگاه میتوانی درباره من قضاوت کنی

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و هشتم اردیبهشت 1393ساعت 14:38  توسط دیگه رزی وجود نداره  | 

زمان آدم ها را عوض نمی کند،

زمان حقیقت آدم ها را آشکار می کند.

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و هشتم اردیبهشت 1393ساعت 14:26  توسط دیگه رزی وجود نداره  | 

برای کسی که با میل خودش رفته یک لحظه دلتنگی هم حماقته...

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و هشتم اردیبهشت 1393ساعت 14:24  توسط دیگه رزی وجود نداره  | 

...

آن روزها ...

چقدر وقت داشتم برای تو...

و چقدر وقت نداشتی برایم ....



این روزها...

انگار ساعتت را گم کردی! که فراموش کنی وقت هایت را برای من !

و من زمان را میدوم ؛ شاید فراموش کنم روزگاری حقی داشتم ...





خدا..... این دنیای تو به من خیلی بدهکاره...

+ نوشته شده در  شنبه بیست و هفتم اردیبهشت 1393ساعت 13:25  توسط دیگه رزی وجود نداره  | 


+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و دوم اردیبهشت 1393ساعت 19:14  توسط دیگه رزی وجود نداره  | 


+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و دوم اردیبهشت 1393ساعت 19:14  توسط دیگه رزی وجود نداره  | 

بزرگ شده ام دیگر انقدر کوچک نیستم

که دردلتنگی هایم گم شوم آموخته ام

که این فاصله ی کوتاه بین لبخندواشک

نامش زندگیست..

آموخته ام

که دیگردلم برایت تنگ نشود

راستی دروغ گفتن را هم خوب یادگرفته ام

حال من خوب است...

نگران من نباش حال من خوب است

i
+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و یکم اردیبهشت 1393ساعت 16:30  توسط دیگه رزی وجود نداره  | 

رسم عاشق نیست

با ی دل دو دلبر داشتن

+ نوشته شده در  چهارشنبه هفدهم اردیبهشت 1393ساعت 18:56  توسط دیگه رزی وجود نداره  | 


ماهیمون هی می خواست ی چیزی بگه .

تا دهنشو باز میکرد آب می رفت تو دهنش.

نمی تونست بگه .دست کردم تو آکواریوم درش آوردم.

شروع کرد از خوشحالی بالا پایین پریدن.

دلم نیومد دوباره بندازمش اون تو.اینقد بالا پایین پرید خسته شد خوابید.

دیدم بهترین موقع تاخوابه دوباره بندازمش تو آب.

ولی الان چند ساعته بیدار نشده.

یعنی فک کنم بیدار شده دیده انداختمش اون تو قهر کرده خودشو زده به خواب.

.

.

.

این داستان رفتار بعضی از آدم هایی است که کنارمونند

دوستشون داریم و دوستمون دارند ولی ما رو نمی فهمند

و فقط تو دنیای خودشون دارن بهترین رفتار را با ما میکنند

+ نوشته شده در  چهارشنبه هفدهم اردیبهشت 1393ساعت 18:55  توسط دیگه رزی وجود نداره  | 


زن حقیقت عشق را زود تشخیص می دهد با حس نیرومند زنی ...

و اگر دبه در می آورد از آن است که عشق برایش کافی نیست.

اوبیش از عشق را می طلبد.


+ نوشته شده در  چهارشنبه هفدهم اردیبهشت 1393ساعت 18:49  توسط دیگه رزی وجود نداره  | 

رفتن کار راحتیست در حالی که فراموش کردن انقلابیست بزرگ...
+ نوشته شده در  چهارشنبه هفدهم اردیبهشت 1393ساعت 18:47  توسط دیگه رزی وجود نداره  | 

دلم خیلی ازت پره مهربون

خیـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــلی

+ نوشته شده در  سه شنبه شانزدهم اردیبهشت 1393ساعت 16:38  توسط دیگه رزی وجود نداره  | 

+ نوشته شده در  سه شنبه نهم اردیبهشت 1393ساعت 14:23  توسط دیگه رزی وجود نداره  | 

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و هشتم فروردین 1393ساعت 23:28  توسط دیگه رزی وجود نداره  | 

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و هشتم فروردین 1393ساعت 23:24  توسط دیگه رزی وجود نداره  | 

و من در شهر چشمانت فقط یک رهگذر بودم

                                                ندیده دل به تو دادم شدی سلطان و معبودم

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و هشتم فروردین 1393ساعت 23:22  توسط دیگه رزی وجود نداره  | 

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و هشتم فروردین 1393ساعت 23:21  توسط دیگه رزی وجود نداره  | 

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و هشتم فروردین 1393ساعت 23:16  توسط دیگه رزی وجود نداره  | 

مطالب قدیمی‌تر